سینما پشت صحنه
نوشته های پراکنده خدایار قاقانی
«خدايار قاقاني» كارگردان اين مستند در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: سال 1384 به كمك سيدعليرضا ميرعلينقي پژوهشگر حوزه موسيقي ايراني و استاد سيامك بنايي ساخت اين مستند را آغاز كردم. «مصطفي گرگين زاده» آهنگساز و تنها نوازنده ترومپت ايراني در سن 87 سالگي درگذشت. به گزارش خبرنگار شهر،«مصطفي گرگينزاده» آهنگساز و تنها نوازنده ترومپت ايراني صبح امروز به علت بيماري سرطان در گذشت. «خدايار قاقاني» در نشست «آسيبشناسي ترانه تيتراژهاي تلويزيوني» گفت: ما ترانه نميشنويم تا فيلم ببينيم و فيلم هم نميبينيم كه ترانه بشنويم.بر همين اساس نبايد اين دو را درمقوله مورد بحث از يكديگر جدا دانست و مستقلا مورد تجليل و بررسي قرار داد. به گزارش شهر، نشست «آسيبشناسي ترانه تيتراژهاي سريالهاي ماه رمضان» عصر روز گذشته پنجشنبه 26 شهريور، در فرهنگسراي هنر(ارسباران) برگزار شد. بنا براين گزارش، مراسم با تلاوت آياتي چند از كلامالله مجيد و پخش سرود ملي آغاز شد، سپس سيدعباس سجادي مجري برنامه، به مدعوين خير مقدم گفت و از «عبدالجبار كاكايي» دعوت كرد تا به روي سن بيايد و وي دو قطعه از مولانا را براي حضار قرائت كرد. در ادامه مراسم مجري از «اسماعيل اميني» دعوت كرد تا روي سن بيايد. وي در سخنان خود گفت: در روزگاران قديم از سالن سينما كه بيرون ميآمدي، صداي موسيقي فيلم در شهر طنينانداز ميشد و آن چيزي كه حرف نخست را در سينما ميزد موسيقي بود؛ چرا كه روي مخاطب تأثير مستقيم داشت و مخاطبان ميتوانستند موسيقيهاي ماندگار را روي صفحه خريداري كنند و با دل و جان به آنها گوش دهند. تلويزيون كه آمد، از رونق سينما كاسته شد؛ حالا چشمها، گوشها و حواسها همه معطوف به تلويزيون است و بايد اين را غنيمت شمرد. غنيمتي بزرگ كه نخستين سهم آن به بزرگان عرصه موسيقي برميگردد و سهم بعدي، به جواناني زيادي كه امروز وارد اين عرصه شدهاند و در كنار آن هنرمندان، جزو پرطرفدارترين اقشار قرار دارند، اما در اين ميان، موسيقي مثل گذشته روي خوش نميبيند و در يك مرور اجمالي بر تاريخ موسيقي، ميتوان اين امر را به عينه مشاهده كرد؛ در بعضي مواقع موسيقي تأثيرات بد و مخرب هم به جاي گذاشته است، اما موسيقي كه روي تيتراژ پاياني سريالها كار ميشود؛ نوسان فراواني دارد و بايد به طور جدي آسيب شناسي شود. وي ادامه داد: در مجموع موسيقي خاصيت خود را دارد و تو ميتواني به آن گوش بدهي و به گوش همه برساني. در تمام سريالها موسيقي با مردم سرو كار دارد و با يك موسيقي اصيل دل و جان مردم را ميتوانيد مال خود كنيد. البته در زمينه ترانه تيتراژ، خط قرمزهايي هم موجود است و يكسري پريشانيها هم به وجود ميآيد. در همه ترانههاي تيتراژ، شخصيت اصلي تو هستي كه همه چيز را در بر ميگيري و اقبال مخاطبان به ترانه تيتراژ، بايد اصحاب موسيقي را برانگيزاند و توفيق روز افزون براي شما آرزو دارم، چرا كه شما چون گوهراني هستيد كه ميتوانيد به اوج شهرت برسيد و از توليد آثار مبتذل بپرهيزيد. اين مقدمه لازم بود، اما در اين ميان، پرسش اينجاست كه چه چيزي نميگذارد چراغ موسيقي خاموش شود. در ادامه مراسم «دولتمند خاروف» به روي سن آمد و ترانه سريال تلويزيوني «شكرانه» و قطعه «حيلت رهاكن» را به آهنگسازي علي كهن ديري اجرا كرد. در ادامه، «ابراهيم اسماعيلي» ترانهسرا و محقق به روي سن آمد و گفت: قاعدتا بعد از اجراي خوب «دولتمند خاروف» سخن گفتن كمي دشوار است؛ اما من ترانه را به عنوان يكي از نمونههاي برجسته موسيقي نام ميبرم، چرا كه در روزگار قديم در اين قالب ريخته شده و آن را زمزمه كردهاند و در كنار آن، مخاطبان هم با اين ترانه رابطه ذهني و عاطفي برقرار كردند، چه در شكست و پيروزي. وي در ادامه افزود: فارغ از دغدغههاي شخصي، ترانهها بعد بيشتري گرفتند و لالاييهاي در برگيرنده عواطف و بخشي از آئينهاي ما هستند كه متأسفانه امروزه دچار تطور شدهاند كه بيشتر در سوگها مورد استفاده قرار ميگيرند. اسماعيلي گفت: مناسبتهاي ملي و مذهبي هم وجود دارد كه در كلام جاي خود را دارد و با حضور رسانههاي فراگير بايد به بررسي جدي اين زمينه پرداخت كه دارند به يك دستهبندي كمرنگ و پررنگ تبديل ميشوند و آئين رمضان به موسيقي فرازميني هم تبديل شدهاند كه نه تنها نوستالژي ندارند، علايق ديني مردم را هم برآورده نميسازند چرا كه اين دو در دل، روح و روان مردم سرو كار دارند و يك پيوند ديالكتيك رواني به وجود ميآورند كه بايد به نظر من، به اين وجه توجه بيشتري كرد. در ادامه «افشين يدالهي» ترانهسرا، كه در اين نشست به عنوان فعالترين ترانهسرا نيز معرفي شد؛ طي سخناني گفت: ما در اين سالها هر چقدر كه كار كرديم، كسب تجربه و انجام كاري سخت بود؛ چرا كه فضا اشباع شده بود و در اين ميان، نميشد خيلي مسائل دراماتيك را مثل: خط قرمزها، سلايق و ... رعايت كرد. وي در ادامه افزود: موسيقي امروز داراي فراز و فرود بسيار است؛ در اين ميان فضاي انتهاي فيلمها در ماه مبارك رمضان تبديل به يك تورنمنت شد و در اين جا بود كه موسيقي پاپ توانست نفسي بكشد و راه نفسي پيدا كند و به نظر من نقطه عطف موسيقي با كلام در تيتراژ پاياني سريالهاي رمضان رخ داد. در ادامه «سعيد كريمي» ترانهسرا گفت: ما امسال در ماه مبارك رمضان، يك موسيقي شنيديم آن هم از «عليرضا افتخاري» با موسيقي «پيروز ارجمند»؛ اما سوال اينجاست كه اين موسيقي چه كارايي دارد؟ در متن اين سريال پيامهاي مستقيم فراواني موجود است و در آخر با موسيقي مثل يك كلاس درس نكات مهم بازگو ميشود و متأسفانه اين ترانه چنين كاربردي دارد در صورتي كه در گذشته ما نمونههاي موسيقيهاي فوقالعادهاي مثل: «رضا موتوري» و «شب دهم» را داشتهايم. وي با اشاره به اين كه در مجموعههاي ماه مبارك رمضان در اين چند سال اخير، نوعي شتابزدگي ديده ميشود، به حضور خوانندهها در سريالهاي رمضاني اشاره كرد و گفت: «مجيد اخشابي» در خواندن ترانه سريالهاي رمضان ركورددار است و نشان ميدهد كه او به مرز پختگي رسيده است، «محسن يگانه» خود را اين طور معرفي كرد و مشهور هم شد. در اين ميان كم حاشيهترين خوانندهها «اميرحسين مدرس» است كه به نظر من خوب در اين سالها فعاليت كرده است. اين را هم بايد گفت كه برخي ملاحظات را هم نميتوان به حساب خواننده گذاشت و يا به شاعر خرده گرفت كه چرا اين طور شد. در ادامه مراسم «اهورا ايمان» مسوول امور ادبي سازمان فرهنگي هنري شهرداري و مدير اجرايي مراسم به روي صحنه آمد و گفت: از تمام حضار در سالن تشكر ميكنم كه دعوت ما را قبول كردند. ما به خاطر بعضي ناملايمات در موسيقي گردهم جمع شدهايم. من به سهم خود، دست تكتك شما را به گرمي ميفشارم و در ادامه با ذكر خاطرهاي از «ايرج بسطامي» آوازهخوان اهل بم كه در زلزله اين شهر جان خود را از دست داد، از «ايرج»(حسين خواجه اميري) به عنوان خوانندهاي كه براي بيش از 100 فيلم تصنيف و ترانه خوانده است، دعوت كرد تا قطعهاي را براي حضار بخواند كه وي با تشويق انان روي صحنه حاضر شد و قطعهاي را اجرا كرد. پس از اجراي اين خواننده «محمد علي شيرازي» ترانهسرا به روي صحنه آمد و ترانه تيتراژ سريال «زير آسمون اين شهر» را كه از سرودههاي وي است، اجرا نمود. بنا براين گزارش؛ در ادامه «خدايار قاقاني» محقق و پژوهشگر موسيقي به روي سن آمد. و با اشاره به اينكه به دليل كمبود وقت سرفصلهاي مقاله ارايه شده خود را خواهد خواند، گفت: در نشستي از مجموعه همين نشستها كه به ارتباط «موسيقي و رسانه» ميپرداخت، گفتم كه احزاي ترانه در محموع بخش واحدي را تشكيل ميدهند و اجزاي مستقلي نيستند؛ وقتي اترانه با رسانه ديگري چون تصوير(سينما و تلويزيون) آميخته ميشود در آن موقع تصوير هم يكي از اجزاي آن ترانه خواهد بود كه در جذب و توجه مخاطب تاثير گذار است. وي ضمن تاكيد بر ارتباط ترانه با عرصه نمايش از زمان به وجود آمدن اپرا در قرن هفدهم،افزود: نخستين ارتباط ترانه و موسيقي به صورت كامل و مستقيم نمايشهاي موزيكال دهه 1920 در آمريكاست كه بعدها با ورود صدا به سينما در فيلم «خواننده جاز»(1927) با بازي و صداي «ال جانسن» است و در ايران هم در سال 1300 نيز در نمايشي كه اركستر مجلسي وقت آن را همراهي ميكرده اين اتفاق رخ ميدهد كه بعدها در سينماي ايران در فيلم «طوفان زندگي»(1327) ابه عنوان نخستين اثر كاملا ايراني تاريخ سينماي ايران با استفاده از تصنيفهايي از درويش خان علينقي وزيري و روحالله خالقي عرضه ميشود كه به دليل عدم ارتباط مستقيم تصنيفها با اثر چندان هم مورد استقبال قرار نميگيرد. قاقاني در ادامه با تقسيمبندي شكل استفاده از ترانهها در هنرهاي تصويري تاكيد كرد: طي ساليان گذشته سينما،تلويزيون. و ترانه مسير خود را دراين حوزه رفتهاند، اما در اين مسير به علت گسست رابطه تصاوير و ترانه،اتفاقهاي مهم رخ نداده و اگر هم بوده استثناهايي بوده و بيشتر ترانهها براي تكرار عادتهاي هميشگي در سريالها مورد استفاده قرار ميگيرند. وي در پايان تصريح كرد:ما ترانه نميشنويم تا فيلم بينيم و فيلم هم نميبينيم كه ترانه بشنويم؛ بر همين اساس نبايد اين دو را در مقوله مورد بحث از يكديگر جدا دانست و مستقل مورد تحليل و بررسي قرار داد. در ادامه برنامه، «روزبه بماني» قطعهاي را براي حاضران خواند و «اكبر آزاد» نيز ترانه سريال «ولايت عشق» را كه توسط مرحوم «بابك بيات» ساخته شده بود، براي حضار خواند. بنابراين گزارش، مراسم نيم ساعت بعد از افطار به اتمام رسيد. مهمانان حاضر در اين برنامه ميتوان به محمد علي شيرازي، عليرضا كهن ديري، دكتر محمدرضا چراغعلي، دكتر شهاب، اميد كرامتي، امير تركاشوند،غلامعباس فاضلي، رضا درستكار، فرزاد غزنوي، امير بكان، آرش نصيري، امير گلشن، مجيد اخشابي، بابك زرين، بهروز فرهادي، حسين فرحي، حامد مقدم، نيما حسنينسب، حميد برزويي، افشين يدالهي، آرزو چيت ساز و جواد يحيوي اشاره كرد. به گزارش روابط عمومي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران،اسماعيل اميني، ابراهيم اسماعيلي، سعيد كريمي و خدايار قاقاني مقالاتي پيرامون موضوع برنامه ارائه ميكنند. شاید قبل از اتمام "دق" کردنم، تنها کار دیگری که انجام بدم مستندیه که از انتخابات بسازم، در این مدت فعلا فقط تصویر گرفتم و کم کم دارم به فرم و شکل اصلی کار میرسم. فعلا اسم نداره و شاید "بدون شرح" اسمش باشه. امیدوارم تا آخر تابستون تمومش کنم. تازه دیگه مستند "زلزله" رو هم نمیسازم.... بازم بگم دگه چیکار نمیکنم؟ میرحسین موسوی در آخرین بیانیه خود با تاکید بر اینکه همواره در کنار مردم خواهد ماند، به کجروی ها و دروغ گویی هایی که با آن روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم اشاره کرده و آورده است: "بر این باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است: "بسم الله الرحمن الرحیم ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل مردم شریف و هوشمند ایران این روزها و سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم. سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر از آن راضی نمیشوند. آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیکردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیکند، بلکه استحکام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم. من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند. اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم به صریحترین شکل ممکن و در نزدیکترین زمان تحقق یافت. استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاشهایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحرانهای مدیریتی موجود و نارضایتیهای گستردهاجتماعی، که انباشتشان میتواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسنظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمتآمیز را تحمل نمیکنند. اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفتهاند خنثی کنم. اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد. از ما خواسته میشود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بیطرفی است. اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکتهای مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد. اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان یک همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم تواناییهای اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راهحلهای جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندیهایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی. ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود. برادر و همراه شما - میرحسین موسوی دلم گرفته! "جلیل زولاند" آهنگساز و نوازنده نامی قطعات افغانی – ایرانی در دهه 40 و 50 درگذشت. یکی از مردان ناب موسیقی نیز رفت! آهنگساز قطعه معروف "من آمده ام"! اما وقتی میدانی فرزند برومند او "فرید" هست و میتوانی کنار ترانههای نابش پا دراز کنی و گر بگیری، دلت آرام میگیرد. "فرید زولاند" هم میداند که بسیاری چون من همدرد و همغصه او هستند. علی جزو کسانی است که به اعتقاد من به جایگاه اصلی اش در حرفه روزنامه نگاری نرسیده و اگر شاید مثل خیلی ها اخلاق همان «خیلی ها» را داشت. چه بسا امروز او می بایست مهمترین نشریه سینمایی یا ورزشی ایران را می گرداند. باید اعتراف کنم که در بسیاری از مواقع به علی غبطه می خورم و حسادتم می شود. حسادت من نه از سر تنگ نظری به خاطر مسایل کاری ست، بلکه حسادتم به خاطر «انسان بودن» اوست. شاید باید به خاطر تمام تلاش و حضورش در مطبوعات تشکر کرد.فکر نکنید که از سر رفاقت این واژه ها را کنار هم می بافم. نه! این یک واقعیت محض است!
وي درادامه اظهار داشت: در آن زمان 35 درصد از تصويربرداري كار كه بيشتر مربوط به مصاحبه با آقاي گرگينزاده است، انجام شد و به دليل مشكلات مالي، كار متوقف شد. در اين چند سال تلاش كرديم تا پشتيبان مالي پيدا كنيم ولي در نهايت موفق به انجام اين كار نشديم تا اينكه خبر درگذشت ايشان را شنيدم.
قاقاني ادامه داد: اين مستند 30 تا 40 دقيقهاي درباره تصنيف «بردي از يادم» ساخته ميشود و داوود عباسي به عنوان تصويربردار و حسين قورچيان به عنوان صدابردار از عوامل كار هستند.
وي به فارس گفت: من به دنبال ايجاد فرمي متفاوت براي اين فيلم هستم و چون كوچه محل زندگي مرحوم گرگينزاده، مكاني است كه ميرزاده عشقي در آن كشته ميشود، ميتوان از اين طريق به فرم خاصي براي آن دست يافت.
به گزارش فارس، مصطفي گرگينزاده آهنگساز و نوازنده ترومپت كه مدتي پيش به بيماري سرطان مبتلا شده بود، صبح ديروز در منزل خود دارفاني را وداع گفت.
مصطفى گرگينزاده در سال 1301 خورشيدى، در محله قديمي درخونگاه تهران متولد شد. وي پس از اتمام دوره تحصيلات ابتدايى كه در دبستان هدايت به پايان برده بود، وارد موزيك ارتش گرديد. اين نوازنده سازهاي بادي، اوايل سال 1326 با مرحوم مهدى خالدى آشنا شد و به پيشنهاد وي كه سرپرستي اركستر راديو را برعهده داشت به همكارى پرداخت.
وي طي دوران فعاليت هنري خود با هنرمنداني در عرصه موسيقي از جمله ابراهيمخان منصورى، مهدى خالدى، حبيباللَّه بديعى، لطفاللَّه مجد، على تجويدى حسين تهرانى و ...همكارى داشته است.
از آثار گرگينزاده ميتوان به قطعه «بردي از يادم» اشاره كرد.
اين آهنگساز كه مدتي پيش به بيماري سرطان مبتلا شده بود،صبح امروز در منزل خود دار فاني را وداع گفت.
«مصطفى گرگينزاده» در سال 1301 خورشيدى،در محله قديمي درخونگاه تهران متولد شد.وي پس از اتمام دوره تحصيلات ابتدايى كه در دبستان هدايت به پايان برده بود، وارد موزيك ارتش گرديد.اين نوازنده سازهاي بادي، اوايل سال 1326 با مرحوم مهدى خالدى آشنا شد و به پيشنهاد وي كه سرپرستي اركستر راديو را برعهده داشت به همكارى پرداخت.
وي طي دوران فعاليت هنري خود با هنرمنداني در عرصه موسيقي از جمله ابراهيمخان منصورى، مهدى خالدى، حبيباللَّه بديعى، لطفاللَّه مجد، على تجويدى حسين تهرانى و ...همكارى داشته است
وي طي مدت فعاليت كوتاه اما پربارش رهبر اركستر عصمت باقرپور(دلكش) را بر عهده داشت.
آخرين اثري كه گرگين زاده ساخت قطعه معروف «بردي از يادم» بود كه مدتها به دلايل گوناگون درخصوص ساخت اين اثر توسط وي و «مهدي خالدي» شايعههاي فراواني بود.
لازم به ذكر است؛«خدايار قاقاني» منتقد و نويسنده سينمايي نيز سال 84 ساخت فيلم مستندي را درباره زندگي اين هنرمند و قطعه «بردي از يادم» آغاز كرد كه در نيمه راه به دلايل مالي تصويربرداري آن متوقف شد و اين مستند نيمه كاره ماند.
گرگين زاده در 10 خرداد 1385 و در گفتوگو با سايت خانه موسيقيس درباره كار خود گفته بود:در سالهاي 1323 و 24 نوازندگي مي کردم و با ابراهيم منصوري(که ، رئيس شوراي راديو بود) حشر و نشري داشتم.يک روز منصوري به من گفت که بيا به راديو، آن موقع راديو تهران در جاده قديم شميران واقع بود ؛ من هم رفتم.گمان مي کنم اواخر سال 1325 يا اول سال 1326بود،در آن روز مهدي خالدي ،علي زاهدي ، نواب صفا،تهراني ،محجوبي وچند نفر ديگر که خاطرم نيست حضورداشتند. به من يک نت دادندو گفتند که مقداري ساز بزنم ؛ در آن زمان سرود «اي ايران» خالقي ( بدون کلام )را تمرين مي کردند و از من خواستند که در گروه هم براي اجراي اين سرود ساز بزنم. در اين مدت سرود «اي ايران» را با ارکستر آقاي صبا که در بين 7 ارکستر تهران ارکستر شماره اول بود کار کردم.
به هرحال آنها از ساز زدن من خوششان آمد و گفتند مي تواني با ارکستر همکاري بکني ، مهدي خالدي هم در راديو ارکستري داشت و به من گفت مي خواهي در اين ارکستر کار کني ؟من هم خب جوان بودم و دوست داشتم کار کنم و پاسخ مثبت دادم. مدتي با راديو همکاري کردم.در اين مدت حقوقي دريافت نمي کردم بعداز چند ماهي رئيس راديوعوض شد وآقاي شاهرخ( که قبلاگوينده راديو آلمان درزمان جنگ )بود رئيس شد؛ روزي که ايشان براي بازديد آمده بود و متوجه شدکه من ماه ها است که حقوق نگرفته ام ترتيبي داد که من همه طلبم رابه سرعت بگيرم و بعدش هم نمي دانم چي شد که بعد از 7-8ماه رفت.




بنابراين گزارش اين برنامه با رويكرد تحليل و نقد ترانه تيتراژهاي تلويزيوني از حضور جمع كثيري از خوانندگان، آهنگسازان و ترانهسرايان چون اكبر آزاد، محمدعلي شيرازي، عبدالجباركاكايي، اهورا ايمان، افشين يدالهي، مجيد اخشابي، امير بكان، امير قدياني و...بهره ميگيرد.
اين برنامه پيشتر قرار بود روز چهارشنبه (امروز) برپا شود.
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا ميكنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری میکردند این کار را انجام ميدهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کردهاید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيشرو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگينتر خبر ميدهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود ميرساند باقي ميماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت ميگويم و از خداوند آرزومندم ضايعهاي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.
مير حسين موسوي

| Design By : Night Skin |

